أمير صدر الدين ابراهيم امينى هروى

587

فتوحات شاهى ( تاريخ صفوى از آغاز تا سال 920 ه . ق ) ( فارسى )

هوايش چو بر آب دارد كمين * از آن رفته تا قعر هفتم زمين 188 هواى طرب شاه را تازه شد * برون از عدد بيش از اندازه شد 270 يا بر مراد بر سر گردون نهيم پاى * يا مردوار در سر همّت كنيم سر 93 ، 381 يا حكم لم يزل ز پى وسع ملك او * ملك دگر از آن طرف لامكان دهد 242 ، 314 يا رب مدينه است اين حرم كز خاكش آيد بوى جان * يا ساحت باغ ارم يا روضهء روض الجنان 32 ياسمن بر صحيفهء زنگار * همچو منشى شاه نامه‌نگار 394 يك ذات را در دو سايه ز نورى بود محال * وز جانب خلاف نيابى روايتى 93 ، 324 يكى از تفك داده نور شهاب * كه برهم زند لشكر آفتاب 222 يكى از طاعت حق سرفرازد * دگر قول نبى را قدوه سازد 116 يكى با سرو قامت گشته رقّاص * دريده پردهء ارباب اخلاص 208 يكى بر سر و دستش آمد شكست * يكى چست بگرفته سر را به دست 197 يكى پاى تا سر به خون گشته غرق * يكى را به جوش آمده خون ز فرق 197 يكى چون زُهره چنگى ساز كرده * جهانى را به خود آواز كرده 208 يكى را برآرى و شاهى دهى * دگر را به دريا به ماهى دهى 300 ، 313 يكى را برآرى و قارون كنى * دگر را به نانى جگرخون كنى 300 يكى را به بر جنس زر تار و پود * يكى را تن از جوب عدلش كبود 390 يكى را به خون گشته منقار رنگ * يكى خفته در خاك و خون بىدرنگ 42 يكى را به سر چتر شاهى كشد * اساسى ز مه تا به ماهى كشد 74 يكى را خلعت شاهنشهى داد * يكى را با گدايى همرهى داد 286 يكى را سرورى بخشيد و شاهى * يكى را تيره‌روزى و تباهى 286 يكى را كرد جابر تخته از تخت * يكى را برد بر تخت از ره بخت 286